ملا أحمد النراقي

31

رسائل ومسائل ( فارسي )

برود كه بعد از عقد به جهتى رفع بكارت او شده باشد خيار فسخ نيست ، و همچنين هر گاه شرط بكارت نشده باشد و ليكن زوج چنين اعتقاد داشته باشد كه باكره است ، باز خيار فسخ نيست اگر چه به جهت اين اعتقاد او را تزويج نموده باشد . ( 515 ) س 6 : هر گاه زيد به مشاهده ء جمال اجنبى يا اجنبيّه از كثرت شوق به مرتبه اى برسد كه بالمرّه شهوت را فراموش كند كه پاى شهوت بالمرّه در ميان نباشد ، اين مشاهده آيا حلال است يا حرام . ج : حرام است اشدّ حرمت ، و اين بىچاره ء مسكين كه از كثرت شوق به مرتبه ء فراموشى شهوت مىرسد از كثرت ووفور شهوت است . نمىبينى كه شخص بسيار عزيزى از او مرد از غلبه ء اندوه گريه ء او تمام مىشود و مثل مبهوت مىشود ، و كسى كه شوق بسيار مفرط به زنى دارد چون به وصال او رسيد از مباشرت عاجز مىشود ؟ اين مسكين از كثرت شهوت به او از شهوت باز مانده توهّم كرده كه پاى شهوت در ميان نيست . علاوه بر اين كه اين بىچاره چنين تصوّر كرده كه حرمت نظر به اجنبى واجنبيّه در صورة شهوت است ، وشهوت عبارت از اراده ء لواط و جماع ، وحال اين كه چنين نيست ، بلكه آن چه محلّ اجماع و مورد نصّ است حرمت نظر به لذّت است ، يعنى نظرى كه التذاذ با او باشد ، يعنى خوش آمدن ، و شكى نيست كه با شدّت شوق به نوع مسطوره اشدّ مراتب تلذّذ متحقّق است . ونيز منصوص است نظرى كه موجب هيجان شهوت باشد ، وشكَّى نيست كه در حال نظر با شدّت شوق مذكور اگر چه فرض شود كه حال از شهوت فراموش كرده ، و ليكن چون از نظر غائب شد و با خود خلوتى كرد شهوت او به هيجان مىآيد ، وحال اين كه همان شدّت شوق عين شهوت است . والله العالم . ( 516 ) س 7 : ما حكم المجامعة وفي البيت صبيّ مميّز أو غير مميّز مستيقظ ؟ ج : الصبيّ إمّا مميّز أو غير مميّز ، وعلى التقديرين إمّا مستيقظ أو غير مستيقظ ،